زندگی نامه شهید بزرگوار علی اشرف شریفی به روایت پدر ایشان

شهیدعلی اشرف شریفی قروه درتاریخ1/1/1346 درجوبکبود سفلی ازتوابع شهرستان سنقر واقع دراستان کرمانشاه درخانواده ای مذهبی ومتدین دیده به جهان گشود.شهید اولین فرزندخانواده بود.نامش راحاج آقاعباسی روحانی مسجد روستا علی اشرف گذاشت,رفتارشهید بااهل خانه,پدر ومادرش بسیارخوب ومهربانانه بود.علاقه زیادی به مادرش داشت,در کارهای کشاورزی به پدرش کمک می کرد.درروستا بادوستانش فوتبال بازی می کرد,قرآن خواندن را درمدرسه یادگرفت(سپاه دانش),با دوستانش سیف علی حشمتی,فرزاد وبهزادمحمدی بیشتر رابطه داشت وباهم درمراسمات عزاداری محرم شرکت می کردند برادرکوچکترش را همیشه با خود به مسجدمی برد.بعد واردبسیج می شود و به خدمت سربازی درگیلانغرب می رود.درمراسم عروسی که درروستا بود دختری را می پسندد وخانواده اش را برای خواستگاری نزد پدر دختر می فرستد.درتاریخ7/5/1365 درسن نوزده سالگی ازدواج می کند.مراسم عقدوعروسی بسیار ساده ودر عرض یک هفته برگزار می شود.شش ماه زندگی مشترک داشتند درزندگی مشترکشان بسیارخوش اخلاق ورفتارانسانی داشت. ازشهید یک فرزند دختر به یادگارمانده است. ازخاطرات جبهه برای خانواده تعریف نمی کرد نمی خواست خانواده اش نگران شوند.درجبهه غرب بادمکراتها مبارزه کرد,مدتی هم داخل بهداری کار می کرد درروستای چنگوله,ده ماه بعداز خدمتش به سومار اعزام می شود,درشلمچه وشرق بصره حضورداشته,درعملیاتی درمنطقه سومار ازناحیه پشت گردن مجروح می شود اما به خانواده اش هیچ نمی گوید مادرش از روی لباسهایش که سوخته بود فهمید پسرش مجروح شده.در مرخصی که آمده بود بعداز شهادت اسمعلی فرهنگیان ودو تن از دوستانش خیلی متاثر می شود ودیگر طاقت ماندن ندارد وبه جبهه می رود این آخرین دیدارش باخانواده  بود.پدرش درزمان شهادت پسرش اخبارعملیات کربلای5 رادنبال می کرد فکرمی کرد پسرش درگیلانغرب است اما شهیدعلی اشرف داوطلبانه به شلمچه رفته ودرعملیات کربلای 5 درتاریخ11/11/65 به شهادت رسید.تقریبا ده دوازده ساعت طول کشید که پیکرش را به خانواده اش تحویل دادند.شهید علی اشرف سومین شهیدروستا محسوب می شود.